ابراهيم عاملي ( موثق )

25

تفسير عاملي ( فارسي )

استعمال مىشود : 1 - مهربانى مثل « وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه » يعنى هيچكس مؤمن نميشود مگر با لطف خدا ، 2 - راه باز كردن و مانع نشدن مثل : « وَما - هُمْ بِضارِّينَ بِه مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه » يعنى نميتوانند زيان برسانند مگر خدا مانع كارشان نشود و راه براى آنها بازگذارد . 3 - امر و فرمان ، مانند اين آيه : « لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّه » . « وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ » 63 ابو الفتوح : اين جمله را دو معنى است : 1 - چون معنى ظلم در لغت نقصان و كمى بهره است ، معنى جمله اين است : آنگاه كه بر خود ستم كردند و خود را از بهره هاى معنوى و ثواب محروم كردند كه رفتند نزد طاغوت و رهبران ضلالت ، 2 - چون كارهاى آنها موجب زيان بخودشان بود پس آن زيان و ضرر ستمى است كه خود بر خود روا داشته‌اند . « فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ » 65 ابو الفتوح : مردى بنام ثعلبه بن حاطب يا بنام حاطب بن ابى ربيعه با زبير بن عوام پسر صفيّه دختر عبد المطَّلب كه عمه زاده ى - پيغمبر ( ص ) بود نزاع در استفاده از آبى داشتند كه در جوى روان بود و زمين زبير بالاتر از زمين آن مرد بود ، بپيغمبر ( ص ) شكايت خود بردند و آنحضرت بزبير فرمود : تو زراعت خودت را آب بده و بعد براى اين مرد رها كن ، آن مرد را از اين حكومت خوش نيامد و گفت : چون پسر عمّه ى تو بود ، برايش چنين حكم كردى ، اين سخن بر پيغمبر گران آمد ، بزبير فرمود : استفاده ى خود را از آب كامل بكن و تا پل و ديواره ى زمين آب را نگه دار ، و چون حقّ خود را تكميل كردى براى اين مرد رها كن ، و حكم اوّل بطور مسامحه و موافقت با آنمرد بود ، و چون اعتراض كرد و ناراضى بود حكم حقيقى و حقّ مشروع زبير را معيّن فرمود ، پس از حكم مقداد به آنها رسيد و جريان را پرسيد آن مرد گفت : پيغمبر بسود عمّه زاده ى خود حكم كرد و بمسخره دهان خود را كج كرد . مرد يهودى آنجا بود ، گفت : عجب است كه او را پيغمبر ميدانند و حكم او را بناحقّ ميشمارند و ما در زمان موسى گناهى كرديم و آنحضرت گفت : توبه ى شما به آن است كه يكديگر را بكشيد ، ما شمشير برداشتيم و بجان هم افتاديم تا هفتاد هزار از ما كشته شد ، و گناه ما بخشيده